اسلام، به عنوان کامل ترین دین الهی، نقش سرنوشت سازی را در تاریخ حیات . بشر دارا می باشد. در این راستا موضوع «مدیریت اسلامی» از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است که بررسی دقیق و همه جانبه، به دلیل گستردگی ابعاد و ماهیت آن، کار ساده و آسانی نیست و این موضوع برای کسانی که می خواهند در «مسند مدیریت» کار کنند، جایی بس مهم و دشوارتر است. چرا که مدیریت از دیدگاه اسلام به عنوان «مانت الهی» مطرح می باشد و مدیران بایستی به عنوان خليفة الله» به انجام امور بپردازند.
اما موضوعی که می تواند در این زمینه مفید باشد، جنبه ی «الهی بودن» انسان ها است. به این معنی که اگر انسان بخواهد، می تواند جایگاه خود را تا سر منزل مقصود و کمال واقعی ارتقاء دهد و «خداگونه» شود. هرچند که انسان این اشرف مخلوقات بین دو مسیر بینهایت منفی و بینهایت مثبت قرار دارد و در اثر تسامح و یا تغافل ممکن است، ارزشی کمتر از حیوان نیز پیدا کند. در هر حال «مدیران» راه دشوار و «آزمایش الهی» سختی را در پیش روی خود دارند. لازم به ذکر است:
آن چیزی که «مدیریت اسلامی» را از «مدیریت غیراسلامی» متمایز میسازد، جهت دهی مجموعهی اهداف، مأموریت و رسالت اصلی، در چارچوب احکام اسلامی و قرب الى الله است که در مدیریت غیراسلامی،
هیچ گونه التزامی در رابطه با اجرای قوانین الهی وجود ندارد. | در مدیریت اسلامی همهی سیستم ها و سازمان های موجود جامعه، با توجه به پیشرفت علوم و تکنولوژی، تمام سعی و توان خود را برای تولید کالا و خدمات جهت رفع نیازمندی ها و خدمت به بشر در چارچوب قوانین الهی اسلام به کار می گیرند، به طوری که بشر بتواند به دور از هر گونه ظلم، تبعیض، بی عدالتی و نظایر آن از نعمت های الهی که خداوند برایش خلق نموده، بهره گیرد.
در مدیریت اسلامی برخلاف نظام های غیر اسلامی که همه ی زندگی بشر را | در کسب سود و مادیات خلاصه می کنند، هدف صرفا رشد و بهره وری مادی و توسعه ابزارهای مصنوعی مثل ماشین، پل و جاده و نظایر آن نمی باشد، بلکه مهم تر از آن رشد و تکامل معنوی و فضایل اخلاقی (شامل: صداقت، درستکاری، ایثار، نوع دوستی، وجدان کاری و نظایر آن بسیار ضروری و جزء اهداف اصلی می باشد.
البته در بعضی از جوامع اسلامی مشکلات زیادی در خصوص پیشرفتهای مادی و معنوی وجود دارد. علت اساسی عدم پیشرفت سریع آنها، عدم اجرای درست و صحیح احکام و قوانین الهی و ابزاری برخورد کردن با این قوانین می باشد و یا اینکه به احکام اسلام در حد ظاهر و در چارچوب و کالبدی خشک و بی روح پرداخته می شود. مثل این است که بهترین نقشه ی طراحی ساختمان در دست باشد، اما عامل به نحوی که خود می خواهد عمل کند. بنابراین اگر تمام بایدها و نبایدها در اسلام رعایت شود قطعا شاهد جامعه ی اسلامی پویا، کار آمد، متحول، انسان مدار و ارزش مدار خواهیم بود.
این کتاب سعی دارد به امر مباحث مدیریتی از دیدگاه اسلام بپردازد. در این راستا می توان ویژگی آن را به شرح زیر برشمرد و ساختار کلی این مجموعه طوری تنظیم شده است که یک ارتباط منطقی و معقول بين
موضوعات «مدیریت اسلامی» ایجاد نموده به طوری که خواننده با مطالعه ی آن می تواند درک درستی از موضوعات مربوط به مدیریت اسلامی حاصل نماید. و یکی از خلاء هایی که در کتاب های مدیریت اسلامی وجود دارد این است که به تشکیلات نظام اسلامی در صدر اسلام و جمهوری اسلامی و نیز مقایسه این تشکیلات با تشکیلات غیراسلامی کمتر پرداخته شد و بیشتر مباحث به روشی که در کتاب های تاریخ اسلام و اخلاق اسلامی آمده است بیان شد. در این کتاب ضمن ارائهی چند الگو، همواره سعی شده است قابلیت ها و توانمندی نظام اسلامی در تناسب با نظام های غیراسلامی تبیین گردد. . همچنین سعی شده است، ضمن توجه به سرفصل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، از بیان مباحث اسلامی به روشی که در کتاب های تاریخ اسلام و اخلاق اسلامی ارائه می شود، اجتناب گردد. به نحوی که مسائل مدیریتی چارچوب خاص خود را حفظ نماید. این کتاب در سه بخش و دوازده فصل، با هدف تبیین و شناساندن اصول، مبانی، مفاهیم و الگوهای مدیریت اسلامی، به شرح زیر تدوین شده است: • بخش اول، در پنج فصل شامل: «نگاهی به عصر ظهور اسلام»، «جایگاه انسان از دیدگاه اسلام»، «جایگاه مدیریت از دیدگاه اسلام»، «ساختار و سلسله مراتب مدیریت در اسلام» و «نگاهی به نظام های سیاسی» آمده است. هدف اصلی، پرداختن به موضوعات مهمی مانند؛ عصر ظهور اسلام، انسان، مدیریت، ساختار تشکیلاتی و نظام های سیاسی بوده که تبیین این موضوعات زمینه و پایه ای برای بحث های بعدی خواهد بود. • بخش دوم، در سه فصل شامل: «مشخصات مدیر در اسلام»، «آفات مدیریت در اسلام» و «مدیریت در فرمان حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر» آمده است که موضوعات مربوط به این بخش به شرایط و ویژگی ها و آفات مربوط به مدیریت اسلامی تمرکز دارد و در واقع بایدها و نبایدهایی
است که باید در مدیریت اسلامی رعایت شود. • بخش سوم، در چهار فصل شامل: «برنامه ریزی»، «سازماندهی»، «هدایت و رهبری» و «کنترل» آمده است و به وظایف عمومی مدیر پرداخته شده که همه ی مدیران صرف نظر از اینکه در چه سازمانی کار می کنند، باید این وظایف را انجام دهند. لذا مفاهیم و مؤلفه های مربوط به این وظایف تشریح شده است.